به نام خدای مهربون
سلام
چند وقت پیش یک مستندی تلویزیون نشون داد در مورد بز های کوهی حالا منظورم از این حرف چیه
الان می گم
توی اون برنامه روش پیدا کردن بز ماده توسط بز نر رو برای تولید مثل نشون می داد
توی خیابون که راه می رم همیشه یاد اون مستند می افتم که که کارهای مردم ما مخصوصا جونا چه قدر شبیه حیوون هاست
البته من خودم یه جوونم ولی هیچ وقت دوست نداشتم و ندارم که شبیه یه حیوون زندگی کنم
توی اون مستند نشون می داد که وقتی بزکوهی می خواد نظر بز ماده رو جلب کنه هی این و اونور می پره دور ماده می چرخه و تو کل اون زمان زبونشو از دهنش میاره بیرو وبه حالت آویزون نگه می داره من هر چی فکر می کنم بیشتر به این نتیجه میرسم که الان جوون ها همین کارو انجام می دن اما با یه کمی تفاوت
به اصطلاح که می خوان مخ طرف رو بزنن انقدر بهش گیر می دن و این ور واونور می کنن تا طرف عکس العمل مثبت نشون بده به نظر من که خیلی شباهت داره
توی خیابون که می رم حالم از اکثریت مردم به هم می خوره هر کسی رو که می بینی یه جوری می خواد خودشو نشون بده با غیرت خیلی فاصله گرفتیم
بد بختی مون اینه که داریم به سمت حیوونیت می ریم داریم یه حیوون کامل می شیم که از عقل هیچ بهرهای نبرده و فقط دنبال هوسشه و به هیچ چیزی دیگه فکر نمی کنیم
داریم مثل یه حیوون می شیم که براش فرقی نمی کنه کجاست و در چه موقعیتی هستش جلوی هر کس و ناکسی هر کاری بخواییم می کنیم
مدرسه دخترونه که تعطیل میشه انگار در جنگل باز شده هر کسی خودشو درست کرده و آماده هستش تا کلاس تموم بشه وبره دنبال کارش
عشق پسرا این شده که هشت نفری رو موتور بشینن و یا گاز بدن و ویراژ بدن جلوی دخترا یا اینکه یه تیکه بندازن رو رد بشن
این تمام آرزوشونه که یه دختر یه ذره نگاهشون بکنه
آخه چقدر ما باید خودمون رو کوچیک فرض کنیم
دارم بالا میارم از این همه کثافت کاری
وای بر ما.....